معرفی و تحلیل پروژه کودکی فولد

ارتباط همیشگی بوم شناسی ، هنر و علوم مهندسی در کنار دیگر علوم ، به معماری منظر شاخصه ای چند وجهی و فرارشته ای بخشیده است . این ارتباط در مجموعه پروژه های انجام شده توسط ” ژیل بروست ” مشهود است . وی که فارغ التحصیل دانشگاه بلویل و ورسای در رشته معماری است ، آثاری خلق می کند که مبین حضور هنر در کنار دیگر علوم نظیر جغرافیا ، شهرسازی ، بوم شناسی و … در پروژه های متنوع است . پروژه های وی در حوزه های متنوع از معماری ، معماری منظر ، شهرسازی را شامل می شود که به خوبی می توان حضور هنر و مفاهیم هنری را در آن مشاهده کرد .


نام پروژه : کودکی فولد / Fold’s childhood

محل پروژه : ژنو / سوئیس

دسته بندی : زمین بازی

ساخت : ۲۰۱۷

طراح : ژیل بروست


نویسنده مقاله : بهزاد انصاری



یک رویکرد هنری

پیش از تشریح پروژه مورد نظر ، بهتر است کمی پیرامون هنر و چگونگی نگاه معمار منظر به عنوان هنر مند و بازنمایی آن در منظر صحبت کنیم .

بازنمایی هنر در منظر به عنوان یک اثر خلق شده و حتی عیان سازی آن ، جدای از مفاهیم فلسفی که توسط متخصصین هنر ، معماری ، ادبیات و فلسفه عنوان شده است ، باید با درکی احساسی ، بدن واسطه و سادگی همراه باشد . به گونه ای که نگاه ناظران را معطوف به خود سازد و کاربر را در مرکز دنیایی از احساس قرار دهد. از این طریق کاربر می تواند دیدگاه خاص هنرمند را در اثر شکل گرفته و آشکار شده درک کند . معمار منظر در این گفتمان به عنوان هنر مند ، جهان فیزیکی را به عنوان یک مجسمه عظیم در نظر گرفته و بستر ( سایت ) پروژه در نگاه وی به مثابه سنگی می ماند که می توان از دل آن بار دیگر مجسمه داوود را در نگاه کاربر آشکار کرد .

عیان سازی مورد نظر هر چقدر معطوف به طبیعت و برآمده از طبیعتی با شد که پیوند ناگسستنی با انسان دارد ، درک کاربر از محیط را دلپذیر تر می‌کند . بهره گیری از سبکی مناسب که هماهنگ با ساختار های طبیعت باشد ، می‌تواند علاوه بر تبیین بیوفیلیا ( طبیعت دوستی ) و تقویت پیوند ” زمین و انسان ” ، بر اهمیت حفظ زمین به عنوان منبعی ارزشمند تاکید کند . و این مهم زمانی تحقق می یابد که طراح پیوندی مطلوب را بین علوم متنوع جهت خلق اثر هنری خود بکار گیرد .

کودکی فولد

پروژه مورد نظر مساحتی بالغ بر ۲۶۰۰ متر مربع دارد ، به عنوان سایتی شکل گرفته جهت بازی کودکان در کنار پارک مارین و مدرسه کودکان بودین در ژنو ( سوئیس ) واقع شده است . طراح پروژه ژیل بروست مجموعه مورد نظر را در سال ۲۰۱۴ طراحی و در نهایت ساخت آن را درسال ۲۰۱۷ به پایان رسانده است  . با توجه به نوع نگاه طراح و دیدگاه های هنری وی ، می توان اشکال و الگو های شکل گرفته در سایت مورد نظر را تفسیری از نیروهایی دانست که ساختار ها و الگو های زمین شناسی را شکل داده اند .

بازگشت به توپوگرافی

با بررسی ساختار پروژه ، می توان خطوط مستقیمی را در شکل گیری کانسپت کالبدی سایت مشاهده کرد . طراح با بهره گیری از ساختار های مستقیم الخط به عنوان کانسپت و سپس تبدیل آنها به الگو های زمین شناختی که مبین حقیقت ساختار های طبیعی زمین می باشد ، توانسته از الگوی توپوگرافی جهت ایجاد اثر هنری مجسمه گون استفاده کند . از این جهت می توان بازگشت به الگو های توپوگرافی زمین را در طرح مورد نظر مشاهده کرد.

بازی های زمان و فضا :

موقعیت قرارگیری در سایت و زاویه دید کاربر تعیین کننده نوع و چگونگی تداعی گری اثر مورد نظر برای افراد است . موقعیت پروژه مورد نظر از دید سایت پلان و زوایه دید کاربران از نقطه دید مربوطه ، می تواند تداعی گر تصویری باشد که مبین  مناظر چین خورده و مواج طبیعت است . همچنین پروژه  مربوطه  از نمای مورد نظر ( سایت پلان ) می تواند به عنوان مکانی خیال گونه و مدلی شکل گرفته از کوه ها در طبیعت درک شود .

ساختار کالبدی پروژه ، مجموعه ای از الگو و اشکال طبیعی را شامل می شود که وجه غالب کاربران یعنی کودکان می توانند آن را طی کرده و به فعالیت های اختیار گرا ( فراغتی ) در آن بپردازند . این گونه است که در کنار درک فضای سه بعدی به واسطه ساختار آن ، بعد چهارم به واسطه حرکت کاربر در فضا محقق می شود . فضایی دارای چین خوردگی های متعدد ، تجربه متفاوتی را برای کودک به واسطه وجود منحنی های متعدد در اشکال متنوع بوجود می آورد . کودکان با قرارگیری در چنین بستری و حرکت در آن علاوه بر درک زمان ، الگوهای متنوعی از ساختارهای منحنی وار و حتی خطوط کشیده را تجربه می کنند . از این جهت ارتباطی وصف ناپذیر بین کودکان با منظر شکل گرفته برقرار می شود . عنصر حرکت که توسط کودکان به عنوان کاربران اصلی سایت پروژه ، رخ می دهد ، علاوه بر درک فضایی مجموعه ، آنان را وارد بعد چهارم و تجربه مکان می کند و بدین صورت مفهوم بازی در زمان و فضا درک می شود .

مجسمه ، بازی ، منظر :

با بررسی های متعدد به این نتیجه خواهیم رسید که پروژه ” کودکی فولدز ” بیش از هر چیز به عنوان ” مجسمه ، بازی ، منظر ” عمل می کند . در حالی که ابزار های مورد استفاده در فرایند طراحی پروژه ، ابزار های معمول مورد استفاده معماران  و معماران منظر است ، به خوبی توانسته اند پیچیدگی لایه ای را ارائه دهند تا برای مصارف کودکان و دیگر کاربران مورد استفاده قرار گیرد .

بازی با اشکال و الگو های متعدد ، استفاده از سطوح و ساختار های مورفولوژی زمین در برنامه ریزی و طراحی سایت ، پروژه را برای گروه های مختلف سنی کودکان منطقه مورد نظر و مهد کودک مجاور جالب و جذاب کرده است . این پروژه جهت خلق فضای بازی از ساختار طبیعی زمین و فرایند های زمین شناسی در بخش طراحی و سازماندهی جهت خلق الگو های زمین شناختی مانند تپه و دره های مصنوعی بهره برده است . به این ترتیب توانسته است زبانی جدید و منحصر بفرد را به عنوان ” زبان بصری ” برای طراحی فضای بازی ایجاد کند .

تنوع مقیاسی :

سایت پروژه از یک سو در بعد فیزیکی و از سوی دیگر در بعد جغرافیایی در مقیاس سرزمینی دخالت دارد . این دید از جانب مطالعات سایت  و بررسی الگو های زمین شناختی مشهود است . زمانی که طراح به عنوان یک اکولوژیست و با استفاده از مبانی مهندسی سایت ، اقدام به مطالعه ساختار های بوم شناسی و بهره گیری از آن به عنوان الگویی مناسب جهت خلق طرح مورد نظر می کند ، سایت پروژه را به عنوان شاخصه سرزمینی در نظر گرفته که می توان از الگو های طبیعی آن بهره برد .

مشهودسازی مصنوع :

تبعیت از فرآیند های طبیعت از جمله اصولی است که توسط معماران منظر دنبال میشود . رسیدن به تعامل با طبیعت و نه کنترل آن از جمله شاخصه های برقراری پیوند با طبیعت است  . از این جهت استفاده از رویکرد ” مشهود سازی ” می تواند به برقراری پیوند مربوطه ختم شود . رویکرد مشهود سازی ، به آشکار سازی و مشهود کردن فرآیند های زمین می پردازد . در رویکرد مربوطه طراح سعی بر آن دارد تا فرم و فرآیند ها را از نظر بوم شناسانه مشهود سازد ،چرا که هر مکان  و هر موجودی فرم خاص خود را دارد . فرم و فرآیند جنبه جدانشدنی پدیدهای واحد هستند . این روش به ما  امکان می دهد فرم را به صورت نقطه ای  روشن در فرآیند تکاملی طرح درک کنیم . از آنجایی که مشهود سازی به آشکارگی زیبایی های پنهان در طبیعت می پردازد ، طراح در پروژه مربوطه ، اقدام مشهودسازی مصنوع کرده است بدین گونه زیبایی طبیعت را نه از بطن سایت بلکه بصورت مصنوع با استفاده از مصالح انسان ساخت به تصویر کشیده است  و از این طریق توانسته است با استفاده از رویکرد مورد نظر شناخت کاربران خصوصا کودکان به عنوان نسل آینده را نسبت به فرایند های بوم شناسانه وساختار های طبیعی زمین افزایش دهد و به تبیین زیبایی حقیقی بپردازد . همچنین در مقیاسی بزرگتر و نگاهی کلان تر ، پروژه حاضر  ساختار منطقه مسکونی را غنی تر کرده و ” مشهود سازی مصنوع ” را به عنوان رویکردی مناسب جهت ارتباط بین سایت و ابنیه مسکونی مورد استفاده قرار داده است . همچنین می توان  یکپارچگی مطلوبی را بین بناهای مسکونی و ساختار های ارگانیک سایت با وجود تضاد بین این دو ، مشاهده کرد .


اگر به موضوع مشهودسازی در معماری منظر علاقه دارید ، کتاب انگاره های معمارانه منظر ( درآمدی بر آفرینش پارک های شهری ) اثر خانم دکتر آزاده شاهچراغی ، را مطالعه کنید .


تصاویر پروژه :

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.